لحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابالحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره

عشق بابا + عشق مامان = نی نی کپله

محرم 1394

توتو پوستی

سلام شما کلا از گوشت و مرغ بیزار ولی یه شب بابایی از این مرغ سوخاریها خرید و شما و مرغ و من و بابایی متعجب اسم تو تو پوستی یادگاری از بچگی پسر عمو ابوالفضل روش مونده ...
16 آذر 1395

پارک

سلام عشقم امروز اول ربیع الاول تبریک میگم بالاخره محرم و صفر تموم شد و شما هم یه گردش ورستوران به قول خودت تپل رفتی راستی تو خونه جدید دوتا دوست پیدا کردی رکسانا ودیانا گل نازم بیشتر وقتها با هم هستین اینم عکسای پارک  بابایی همه تاپ های پارک و سوارت کرد و رفتیم رستوران شما هم گفتی برا من فرقی نمیکنه ولی بریم رستوران ...
12 آذر 1395

چهل و پنج

سلام عشقم چهل و پنج ماه یعنی سنت و یه قلب کومچولوی خومشل کنارش که تو اومدی پیشم عزیزم مبارکه ان شاالله شاد باشی و چهلو پنج سالگی که دیگه خودتم نی نی داری و نی نیت داره این مطلبو میخونه ببینم به امید اون روز راستی یادت نره....................منو بابایی عاشقتیم کادو هم برات صندلی گرفتم البته این چهارمیشه
23 آبان 1395

نمایش عروسکی

سلام عشقم خوبی جیگرم دیروز بردمت نمایش عروسکی خیلی بهت کیف داد در مورد زباله ننداختن در محیط زیست بود با عروسکاش عکس انداختی فعلا این یه عکس تو گوشیم بود داشته باش تا بعدا مفصل برات بزارم ...
19 آبان 1395

خونه جدید

سلام گل دختر مامان عشق منی با این شیرین زبونیت عسلکم دیگه تو خونه جدید مستقر شدیم و بر خلاف تصورم خیلی زود عادت کردی و اصلا بهونه نمیگیری نازم  ترم سوم زبان هم تموم شد بازم صد شدی عکسا تو دوربین و من هنوز سیستمو وصل نکردم در اولین فرصت عکسا رو میزارم برات بوس بوس یه بوس عالی پرتقالی ...
18 آبان 1395

یک روز بعد تولد مامان ووووووووو

عشقم سلام تا اونجا که میشد وسایلو جمع کردیم عمه اومد پیشمون و کلی کیف کردی چون تولد بابایی بود امشب یه طور دیگه جشن گرفتیم و رفتیم بیرون تازه بعدش رفتیم دنبال زن عمو و مریم و احسان رفتیم دور دور خیلی کیف کرده بودی نفس مامان  ببخشید دوربین نبرده بودم مجبور شدم با گوشی بگیرم بی کیفیته  ...
6 آبان 1395